امروز اولین روز کلاس رانندگی من بود :) فعلا کلاس های آیین نامه هست و اینکه اگه من آیین نامه قبول بشم تازه حق شرکت تو کلاس های رانندگی شهر رو دارم :) امتحان آیین نامه هم طی دو مرحله هست اول یه امتحان آیین نامه مقدماتی می دی بعد اگه قبول بشی میری تو کلاس های شهر بعد یه مربی میاد ازت امتحان میگیره و بهت میگه نقاط ضعفت کجاست و اینکه چند ساعت دیگه باید اضافه بیایی برای شهر ! بعد که مربی تصدیق کرد کارتو یه افسر میاد ۳۰ تا تست آیین نامه ازت میگیره که ۲۵ دقیقه وقت داری و می تونی تا ۴ اشتباه بکنی ! بعد که قبول شدی فورا می ری ازت امتحان شهر میگیرن! تو خیلی جاهای تهران امتحان آیین نامه به صورت کامپیوتری هست اما خب بعضی جاها هم به صورت کتبی ـ تستی می گیرن!امتحانام هم تموم شدن خیلی وقت نیست البته یه ۴ روز که تموم شدن اما هنوز نتیجه اش نیومده :( و اون استادی که بچه ام قرار بود باهاش صبحت کنه ازم دوباره امتحان گرفت به خاطر انرژی ها مثبتی که برام فرستادید هم یک دنیا ممنون:) دیگه اینکه انتخاب واحد کردم اما یه دو واحد کم دارم به اضافه اینکه هنوز معلوم نیست من امتحانامو قبول می شم یا نه !فکر کنم مجبور شم پایان نامه بردارم که می دونم به لعنت خدا هم نمی ارزه پایان نامه!دیگه ما یه مدت که ماشین گرفتیم :) هفته پیش یه روکش براش خریدم دو روزه نشد دزد زد ! خیلی دلمون سوخت اما خب فدای سرمون! دیگه اینکه آهان بچه من یک یه ماهی میشه که میره سر کار و درسش هم که تموم شد !دیگه اینکه خب حالا شما چه خبر ؟! آهان یه چیز دیگه ! تو ایران دیگه گواهی نامه ۱۰ ساله ۵ساله نمی دن یه گواهی نامه موقت داری تا یکسال که اگه ازت خطایی سر نزنه خود به خود بعد یکسال میشه ۵ساله!
+ نوشته شده در Sat 31 Jan 2009ساعت 6:47 PM توسط |
اولش برام کسل کننده بود که چرا وسط داستان هی میره سراغ لوین یا کیتی یا هردو ! باعث میشد عصبی بشم چون هیجان داشتم ببینم آخرش چی میشه! بعدش دیگه عادت کردم و تند تند قسمت هایی لوین و کیتی رو میخوندم تو تمام داستان هم یه حسی بهم میگفت این نویسنده بدبخت حتما یه هدفی داره که دقیقا به موازات آنا و ورونسکی داستان عشق اونا رو هم بیان میکنه و همین جور که تو داستان گریزی به عقاید ورونسکی میزنه یه گریزی هم به عقاید لوین میزنه اما تا وقتی که داستان رو تموم نکردم و تحلیلش رو از اسپارک نوت و ویکی پدیا نخوندم نفهمیدم که تولستوی یه جورایی میخواد عقاید و افکار خودشو رو در قالب لوین به خواننده بفهمونه! وقصد داره با مقایسه عشق و رفتار این دو زوج به یه نتیجه گیری برسه!داستان هشت بخش داره و تو آخرین صفحات بخش هفت هست که تولستوی یه پایان وحشتناک به داستان میده یه جوری گیجت میکنه و مجبورت میکنه که هی فلش بک میکنی به همون اولین دیدار آنا و ورونسکی :) به هرحال گرچه پایان آناکارنینا برام خوشایند نبود اما هرچی فکر می کنم می بینم بهتر از این هم ممکن نبود :) 
+ نوشته شده در Thu 29 Jan 2009ساعت 2:48 PM توسط |
و من بعد از بیست و چهار ساعت بیداری این امتحانم رو هم گند زدم ! اگه هنوز اهل انرژی مثبت هستین برام بفرستین که اینو نیوفتم چون بهار سال دیگه ارائه میشه ! ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در Tue 20 Jan 2009ساعت 5:59 PM توسط |