تبليغاتX
Cinderella

تمام ديشب  كه چه عرض شود تمام ديروز رو بيدار بودم و تنها بودم الان ۲۴ساعت هست كه بچه ام رو نديدم امروز قرار بود برن براي ثبت نام  اما همه مي گفتن كه يه روز قبلش بايد بره بست بشينه ديروز ساعت ۱۰ صبح اونجا بود بهم زنگ زد و گفت كه نفر ۵۵ هستم! هر دوساعت يكبار زنگ ميزد و گزارش ميداد هر دوساعت يكبار هم وقتي يه عده مي اومدن مي ديدن كه اينا از يه روز قبل بست نشستن و ليست نوشتن دعوا ميشد و ليست وپاره ميكردن و بعدش قرار شد كه هر دوساعت يكبار حاضر غايب كنن و هركي نبود اسمش رو خط بزنن حالا چون محل ثبت نام هم تو يه كوچه بوده و سيصد نفر اونجا بست نشستن و هركي هم يه كوچولو حرف بزنه چه همهمه اي ميشه همسايه ها زنگ زدن به پليس و پليس همه رو متفرق كرده ...بچه ام ميگه هر دوساعت يكبار جنگ مي شد امروز هم كه روز ثبت نام بود جنگ شده پليس با باتوم همه رو ميزده بلاخره بچه ام ثبت نام كرد طفلك ۲۴ ساعت سرپابود و نخوابيد.

+ نوشته شده در Thu 21 Aug 2008ساعت 12:12 PM توسط |


در مورد دختري حرف ميزنه كه متولد ۶۷ هست و هفته پيش عروسيش بود و ميگه مطمئنا يه روزي پشيمون ميشه از اينكه اين قدر زود ازدواج كرده و تعريف مي كنه كه تمام دوستام كه تو سن هاي ۱۹ يا ۲۰ ازدواج كردن الان پشيمونن و بهم مي گن خوش به حالت كه زود ازدواج نكردي خوش به حالت كه چند سال آزاد بودي خوش به حالت كه ...مي گه و مي گه كه من يه دفعه حرفش رو قطع ميكنم و مي گم اما من از اينكه تو سن بيست سالگي عروسي كردم و رفتيم خونه خودمون اصلا ناراحت نيستم بلكه خيلي  هم راضي ام و اصلا متوجه نميشم چرا مي گه با ازدواج آزادي ازم گرفته شده ؟ آدمي كه فكر ميكنه و معتقد هست كه با ازدواج آزادي آدم گرفته ميشه اصلا براي چي بايد ازدواج كنه؟ و من اصلا متوجه آزادي كه ازش حرف ميزنن نميشم ؟ من به هرجا كه دوست داشته باشم ميرم و چون بدون همسرم هيچ جايي بهم خوش نمي گذره دوست دارم تمام جاهايي برم كه اون هم كنارم باشه مي تونم هركاري كه دوست دارم و علاقه دارم انجام بدم حتي بهتر از قبل چون الان يه مشوق خوب دارم كه هميشه دلگرمم  مي كنه و بهم انرژي مي ده و بيش بيش علاق مندم مي كنه به كارام ....ازدواج سخت هست اما شيرين هست كلا شما چيزي تو اين دنيا سراغ داريد كه سخت نباشه و براش نبايد سختي كشيد؟ خوردن هم گاهي اوقات سخت هست؟ اگه آزادي منظورش اينه كه ديگه مثل قبل وقتي ميري خونه يه بشقاب غذاي گرم وخوشمزه جلوش نيست و از اين به بعد ديگه كسي نيست ليوان شيرش يا آب ميوه اش رو از اتاقش برداره و بذاره تو سينك و ديگه كسي نيست لباس هاش رو اتو كنه يا اونا رو تو كمدش مرتب كنه و...خوشحالم كه زودتر اين جور آزادي ها از خودم سلب كردم و متنفر از فرهنگ غلطي كه ليوان شير يه دختر ۲۶ ساله رو بايد مادرش از اتاقش برداره و وقتي كه ازدواج مي كنه به خاطر كارهاي خونه و آشپزي نق ميزنه و مادرش هم بدتر از اون تا ۴ الي ۵ سال بعد ازدواجش هر روز غذا تو قابلمه اش مي كنه تا ببره خونه و با شوهرش بخوره!

+ نوشته شده در Wed 20 Aug 2008ساعت 9:6 AM توسط |


امروز آخرين روز كلاس ادبيات بود دلم براي كلاس ادبيات تابستانه تنگ ميشه نه براي استادش بلكه براي سارا فقط فقط براي سارا براي حافظ خوندش سر كلاس با اون صداي قشنگش براي لبخند هميشه به لبش براي حرف هاش براي همه چيش!

شايد دلم براي خانوم شكلاتي هم تنگ شد شايد ....

شايد هم براي سهبا و نسيم كه هميشه جلوي من ميشستن و باهم سر كلاس مسخره بازي درميورديم و مي خنديدم شاید...

+ نوشته شده در Tue 19 Aug 2008ساعت 9:9 PM توسط |


دو روز بعد از سالگردمون ما تازه جشن گرفتيم اونم دوتايي ! رفتيم باهم بيرون ناهار خورديم و حسابي گشتيم خوش گذرونديم منم صاحب يه انگشتر خيلي خوشگل شدم وچون اولين هديه همسرم در اين يك سال زندگي مشترك هست بسيار بسيار دوست مي داريمش !

 

 

+ نوشته شده در Tue 12 Aug 2008ساعت 2:15 PM توسط |


امروز اولين سالگرد ازدواجمون هست :) یکسالگیمون مبارک !

پارسال که عروسی کردیم جمعه بود سال ۸۶  ( ۱۰ آگست ) اما امسال شنبه بود .

+ نوشته شده در Sat 9 Aug 2008ساعت 7:54 PM توسط |


جان هركسي كه دوست داريد به ديدن فيلم " هميشه پاي يك زن در ميان هست" نرويد! نمي دونم اما حسم اينه كه كمال تبريزي خنگ شده ! اون از افتضاحي كه سر سريال شهريار كاشت اينم از اين ! اصلا معلوم نبود چي مي خواهد بگه!! فقط يه مشت مسخره بازي در مورد " ج م ه و ري اس ل ا م ي " حرف هايي كه مي زد رو قبول داشتم اما موضوع داستان رو نه! مهران مديري همون شير فرهاد " شب هاي بر ره" بود و بازي مسخره حبيب رضايي و گلشيفته هم كه هيچ! الحق والانصاف نمی توان از بازی خوبه رضا کیانیان گذشت یعنی اگر کیانیان نبود یک لحظه هم نمی تونستم تو صندلی بشینم گرچه حضورش خیلی کمرنگ بود و گذرا !

نمی دونم کتاب " غیر قابل چاپ" اثر " سید مهدی شجاعی" رو خوندید یا نه ؟ مجموعه چند داستان کوچک هست که شجاعی چندین سال بود که آنها رو نوشته بود اما اجازه چاپ پیدا نکرده بود تا اینکه چند سال پیش کتابش به بازار اومد و در مقابل کارهای قبلی شجاعی کار بسیار ضعیفی بود  این فیلم دقیقا کپی برابر اصل کتاب " غیر قابل چاپ " شجاعی است حتی نام فیلم هم از یکی از داستان های فیلم گرفته شده ! آخر فیلم نوشته با نگاهی آزاد به کتاب  غیر قابل چاپ شجاعی اما شما باور نکنید خود همون کتاب شده فیلم!

پ ن: اگر براي وقت خودتون ارزش قائل هستيد توصيه مي كنم اين فيلم رو نبيند!

 

 

+ نوشته شده در Mon 4 Aug 2008ساعت 2:47 AM توسط |


شادم خيلي هم شادم !  اين لانگ ويكند خدايش خيلي به ما چسبيد! يعني يه روز هم خونه نمونديم :) تا تونستيم رفتيم و گشتيم و خورديم و خنديديم جاي خوبه قضيه اين بود كه به علت اقامت نسبتا طولاني ما تو خونه مامانم  همسرجان غر غر نمي كردن و در آرامش روحي رواني بسر مي بردم:) خيلي وقت بود كه اين طوري تفريح نكرده بوديم خيلي خوش گذشت خيلي :)

پ ن: هفته ديگه اين موقع ما اولين سالگرد عروسيمون هست :)

+ نوشته شده در Sat 2 Aug 2008ساعت 8:25 PM توسط |


سربازي

سربازي

سربازي

سربازي

.........

 

+ نوشته شده در Fri 25 Jul 2008ساعت 1:33 PM توسط |


همیشه برام سوال بود که معنی کلمه " لوا " چی هست؟ امروز سر کلاس ادبیات دیدم توی شاهنامه هست و به معنی "درفش"  یعنی " پرچم" جالب نه؟ به نظرتون معنای دیگه هم داره؟

+ نوشته شده در Tue 22 Jul 2008ساعت 2:43 PM توسط |


ترم تابستوني گرفتم كه اگه بشه هفت ترمه تموم كنم  ! يه صبح زود نزديك ساعت ۴ همسرم  رو بلند كردم  و فرستادمش بره دانشگاهي كه مي خواهم ازش ترم تابستاني بگيرم ساعت ۴:۳۰ دانشگاه مورد نظر بود  فكر مي كرد اولين نفر باشه مي گفت وقتي رسيدم بيست نفر جلوم بودن!بالاخره با هر دردسري بود ما ثبت نام كرديم و ۱۳۲ هزار تومان پول بي زبون رو ريختيم تو حلق دانشگاه !تا حالا براي درس خوندن پول نداده بودم خيلي زورم اومد!۴روز در هفته بايد برم كلاس ! خيلي برام سخته شوخي نيست كه از كرج تا ونك !فكر كنم تو تهران من ركورد سفر با مترو رو زدم ! خسته شدم از بس ساعت ها تو تونل هاي تنگ و تاريك مترو بودم!دانشگاهش انصافا خيلي قشنگه ! يه جاي خوش آب و هوا خيلي فاز ميده مخصوصا به من كه عاشق ميدون ونكم!

+ نوشته شده در Tue 22 Jul 2008ساعت 0:19 AM توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

Music
پذيرش
Applyabroad
سازمان سنجش
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

براي من
و این منم
تنها چند واژه
گاهنامه زندگي من
دنياي رنگارنگ
يك ايراني در امريكا
انار خانوم
سكوت سنگين
خاطرات و نوشتار محسن در فرنگ
گلناز و ناگفته هايش
ستاره ميشوم
به اميد آينده اي روشن
بي مخاطب
روزمرگي هاي من
عطرصدخاطره
سايه
تمشک
جیرجیرک
من و بابک
بلاگ نوشت
چنچنه
مريم مومني
بایرامعلی
حقوقدان پاریسی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin